|
بدون تو کجا برم کنارکی بشینم تو چشمای کی خیره بشم خودم روتوش ببینم
|

نمیدونی بعضی وقتا پیش میاد
به دل خودم ترحم میکنم
بی تو اونقدر ذهن من مشغوله
خودم تو جمعیت گم میکنم
بی تو حتی به خودم شک میکنم
گاهی یادم میره که اسمم چیه
مرز دیوانگی عشق ببین
تو نباشی به همین باریکی
دارم از دوری تو میمیرم
تو که نیستی با خودم درگیرم
مثل دیوانه ها سراغتو
روزی صد بار از خودم میگیرم
نمیدونی تا چقدر غمگینم
بی تو آیندمو بد میبینم
مگه میشه تو رو از یاد ببرم
بی تو من تا به ابد غمگینم
تو که نیستی جای خالی تو رو
روز شب با فکر تو پر میکنم
چشامو میبندم مثل قدیم
خودمو با تو تصور میکنم
بی تو حتی خواب به چشمام نمیاد
شب بی خوابی من نمیگذره
کاش می شد خواب چشاتو ببینم
کاش می شد با گریه خوابم ببره
نمیدونی چقدر دل تنگم
دارم از دوری تو میمیرم
بی تو دیوانه شدم سراغتو
روزی صدبار از خودم میگیرم
خیلی وقته که تو رفتی اما
حلقتو هنوز توی دستام دارم
تو تمام عشق امید منی
چه جوری من از تو دست بر دارم
ماه بدون خورشید

منو محتاج کردی
به عشق در زدن هات
به آهنگ قدم هات
به گرمی نفسهات
منو محتاج کردی
به روبروم نشستن
به گوش دادن به حرفام
نگاه کردن تو چشمام
منو محتاج کردی
به واژه های تازه
تو شعر هر ترانه
به شعری عاشقانه
منو محتاج کردی
از آن روزی که ای عشق
تو در قلبم نشستی
به عشق جاودانه
منو محتاج کردی
می رفتم رو به چشمه
می دیدم که سرابه
می رفتم سوی بختم
می دیدم خوابه خوابه
به هر کس که می گفتم
چی میدونی تو از عشق
می دیدم که سوالم همیشه بی جوابه
برای دل سپردن ما که غرق نیازیم
کمک کن تا بهشتو تو این دنیا بسازیم
میون اهل احساس دلم در جسنجو بود
مثه تو پیدا کردن برام یه آرزو بود
ماه بدون خورشید

بی خبر از حال هم بودن چه سود
بر مزارم با سوز نالیدن چه سود
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارم آب پاشیدن چه سود
گر نرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا را خوابیدن چه سود
گر نپرسی حال من تا زنده ام
گریه زاری نالیدن چه سود
زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی را برای مرده پوشیدن چه سود
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مرمر روی قبرم وا نهادن را چه سود
ماه بدون خورشید
کنار من نمی مونه
داره دل می کنه میره
بهم میگه پشیمونه
خدایا عاشقم کرده
حالا از بودنم سیره
دل بی رحم اون حالا
یه جای دیگه ای گیره
خودش با من نمی مونه
میگه قسمت ما اینه
میذاره گردن تقدیر
گناهش رو نمی بینه
چه سال نحسیه امسال
چه روزای بدی دارم
آهای تقویم پر پاییز
ازت بیزار بیزارم
تو تعبیر کدوم خوابی
کدوم کابوس بی پایون
چقد دل می بری ساده
چقد دل می کنی آسون
کدوم مهمون ناخونده
منو از قلب تو رونده
نگاتو کی ازم دزدید
دل من رو کی سوزونده
ماه بدون خورشید
اینگاری میخوای بری
منو تنها بزاری
اینگاری دیگه منو
دوست نداری
اینگاری از عشق من
گذشتی خسته شدی
میگی داری کم میاری
نکنه میخوای بری
خودت میدونی دیوونم
بی تو نمیتونم بمونم
اگه نباشی کنارم
از دوری تو میمیرم
هنوز نرفته از یادم
اون حرف های قشنگ تو
بمون نرو تو از پیشم
قربون اون نگاه تو
بودن با تو واسه من
از همه چی قشنگ تر
کاشکی بدونی قلب من
فقط واسه تو میزنه
کاشکی می شد دوباره باز
دست تو رو بگیرم
برای آخرین بار
واسه چشات بمیرم
ماه بدون خورشید
بیا تا اشکامو پیشت بریزم
منم دلم گرفته نازنینم
به یاد تو کنج غروب میشینم
دلم برات تنگ گل غرورم
باور نمیکنم که از تو دورم
توی بی کسیم بین شبا اسیرم
بیا که دستاتو بازم بگیرم
بیا آروم گل بارون
دیگه چشمام شده گریون
دلم تنگ گل نازم
غم عشقت شده رازم
دلم برات تنگ گل شقایق
شکسته بغض من تو این دقایق
بدون تو چه خیس خیس چشمام
قلب شکستمو من از تو میخوام
بیا گلم بیا برس به دادم
به غیر تو دل به کسی ندادم
میون غربت دلم اسیرم
اگه نیای تو بی کسی میمیرم
ماه بدون خورشید
دوستی ساده ما
غیر معمولی شد
نمیدونم اون روز
توی وجودم چی شد
نمیدونم چی شد
که وجودم لرزید
دل من این حسو
از تو زودتر فهمید
تو که باشی پیشم
دیگه چی کم دارم
چه دلیلی داره
از تو دست بر دارم
بین ما کی بیشتر
عاشق من یا تو
هر چی شد از حالا
همه چیزش با تو
دیگه دست من نیست
بستگی داره به تو
بستگی داره که تو
تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو
تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی
منو تنها نزاری
دست من نبود اگه
اینجوری پیش اومد
میدونستم خوبی
ولی نه تا این حد
اینگاری صد سال
که تو رو میشناسم
واسه اینه اینگار
روی تو حساسم
من احساساتی
به تو عادت کردم
هر چه باشم آخر
به تو بر می گردم
ماه بدون خورشید
دلگیرم اگه دستاشو
دوباره توی دست نگیرم
میمیرم اگه اشکاشو دوباره
باز روی گونه هاش ببینم
ای خدا نزار که غم
بشینه توی چشماش
ای خدا یه وقت نشه
بزاری تک تنها
می پوسم تو این تنهایی
خدایی بگو کجایی
میسوزم از این جدایی
خدایی چه بی وفایی
میخوانم از اون عشقی که
خیلی زود رفته ز یادت
میدونم اگه نباشی
میمیرم با خاطرات
ماه بدون خورشید
من یه حرفای دارم
تا حالا بهت نگفتم
نمیخوام یه روز نباشم
یا که از چشا بیفتم
نمیخوام عشق تو هرگز
از دلم بیرون بیاری
یا دیگه یادم نیفتی
نکنه تنهام بزاری
من از این دنیا چی دارم
جز تو خاطره تو
بزار من همیشه باشم
توی قلب ساده تو
نزار هیچ چیزی بتونه
تو رو دورت کنه از من
نمیخوام یه روز بمونی
میون رفتن موندن
نگفتم حرفامو نمیگم
دردامو من تنهام
وای از عشق
وای از تو
با من باش
نه نرو
ماه بدون خورشید
چشماتو می بندی
اگه دستامو بگیری
شایدم از لرزش دستام
از این بارون اشکام
که میریزن روی لب هام
بشنوی صدای عشقو
التماس قلب من رو
تو از این دل کویری
آخ بمیرم نبینم
توی دلت غصه ای باشه
عشق من
آخه میتونه مرهم زخم تو باشه
اگه خواستی توی یه لحظه
غصه هاتو پس میگیرم
من برای تو میمیرم
کاش بدونی دوست دارم
به جز تو عشقی ندارم
کاش بدونی به یاد تو
چشمامو روی هم میزارم
کاش بدونی رویای من
همیشه با تو بودنه
کاش بدونی که قلب من
فقط واسه تو میزنه
ماه بدون خورشید
نمیدونم چطور مهرت
به دلم نشست
نفهمیدم چه جور
تو همه کسم شدی
این دلم خیلی
به تو وابسته شده
میگم با من بمون
برات میگم از این دلم
تو رو که دوست داره
واسه دیدن تو
یه لحظه آروم نداره
واسم یه عشق نابی
بی تو که سرابی
تو اگه نباشی
تو اون میمیرم
به عشقت اسیرم
بی تو که غریبم
تو بمون کنارم
با تو جون میگیرم
ماه بدون خورشید
هر بار خواستم بهت بگم
عاشق چشماتم
پنهون کردم این حسمو
بدون خاطره خواتم
مجبور نیستی به من بگی
دوسم نداری
اگه بری نمی تونی
یه لحظه هم دووم بیاری
اگه دوسم داری بیا
منم دلم پیش تو
پیشت میمونم
اگر که دوسم نداری
بی خبر از پیشم برو
برو بذار تنها بمونم
هر شب به یاد تو
سحر بیدار میشینم
چشم به در
شاید بیای تو رو ببینم
منو تو خاطره ها
دوست دارم بی انتها
عاشق ترینم
تا پای جون هستم واست
اگه بمونی
عاشق میمونم تا ابد
خودت می دونی
اگه بری تا ابد
از عشقت می خونم
از عشق تو با یاد تو
ترانه هام زنده میمونم
اگر که عاشقم باشی
کم نمیذارم واسه تو
اینو خودت بهتر میدونی
اگه بخوای با هم باشیم
میمونم پیشت تا ابد
تا پیش من تنها نمونی
اون که یه عمر می گفت
تو این دنیا به جز من
هیچ کسی رو نداشت
رفت توی این تنهاترین تنهاییم
تنها مرا تنها گذاشت
ماه بدون خورشید
گل خشکی لای دفتر
اشکی گوشه ی چشامه
عکس تو گوشه ی طاقچه
این همه خاطره هامه
یه دلم پر از گلایه
با یه شمع نیمه سوزه
دو تا چشم پر حسرت
دیده به گوشه ای دوخته
یه اتاق سرد تاریک
یه گل خشک یه نامه
تو دلم آوار اندوه
اشکه هنوز توی چشامه
ندونستی شاخه گلها
تو رو یاد من میاره
درد دل با قاب عکست
منو تنها نمیذاره
عکستو ازم گرفتی
دیگه امیدی ندارم
یادمه می گفتی هرگز
تو رو تنها نمی ذارم
نشونی ازت ندارم
اما دنبالت می گردم
بغض وجودمو گرفته
باورم کن پر دردم
حالا دیگه گل خشکت
از تو تنها یادگاره
منتظر برات می مونم
تا تو برگردی دوباره
دیگه هر شب توی خوابم
چشای تو رو می بینم
آرزومه تو رو یک بار
توی بیداری ببینم
بیای باز دوباره پیشم
دیگه از دوریت نسوزم
تو رفتی تا بی نهایت
چشم به راهتم هنوزم
ماه بدون خورشید
بگی نگی این روزا بازم
خیلی دلم تنگه برات
بدجوری تنهام دوباره
بی تو با اون رنگ چشات
بگی نگی چند وقته که
دلتنگیام زیاد شده
باز هوای تو رو دارم
بهونه هام خیلی شده
بخوای نخوای دوست دارم
بیای نیای منتظرم
بگی نگی دق میکنم
اگه تو تنهام بذاری
کاشکی تو گرمای نگات
بغض یخیمو بشکنم
حس بکنم که عاشقم
شاید که باورت کنم
تو لحظه های خستگیم
سر روی شونت بذارم
تو اوج بی کسیم نیای
به گریه عادت میکنم
ماه بدون خورشید
هوا تو کردم دوباره
بازم دلم تنگ برات
اگر چه دوری از دلم
هنوزم می میرم برات
امید من سنگ صبور
باشه برو پیشم نیا
بزار که تنها بسوزم
تو غربت دلتنگیام
نه اینکه عاشق نباشم
نه اینکه دوست ندارم
می خوام تو اوج بی کسی
سر روی شونت بزارم
زخم زبون صبر من
باور بکن حدی داره
یه قلب خالی از امید
آخه سوزوندن نداره
منی که حتی گریه هام
واسه تو تکراری شده
تو حرف مردم نزن
نگو که جات خالی شده
نگاه سردت هنوزم
با خنده هات زجرم میده
حالا خودت منو به این
در به دری عادت بده
باور نداری هنوزم
عشق تو داغونم کنه
بخند به گریه های من
شاید که آرومم کنه
بهش بگین دغ میکنم
دستش تو دستم نباشه
تموم خاطراتمون
نمک به زخمام میپاشه
بهش بگین خاطره هاش
آتیش به جونم میزنه
آسمونم زمین بیاد
بگین فقط مال منه
تو لحظه های بی کسی
سهم من از تو دوریه
اگه صدام در نمیاد
دلتنگی زوریه
هر روز غروب دلتنگتم
دوباره تنها میشینم
هر وقت که بارون میباره
تو رو کنارم میبینم
هر روز هر شبم از خدا
بدون فقط تو رو میخوام
نگو که واست غریبه ام
نگو که خوابت نمیاد
بگو تو هم دوسم داری
بگو که دلتنگم میشی
من فقط از خدا میخوام
دوباره مهربون بشی
ماه بدون خورشید
خدا وصییته منو گوش بده
ناممو بخون
شاید دیگه من نباشم
مواظب عشقم بمون
میسپرمش بهت میرم
تمومه تارو پودمو
یه وقت نیاد برنجونیش
کسل کنی وجودمو
خدا یه وقت كسی نیاد
بدزده قلب ساده شو
کسی نیاد توی زندگیش
بشینه زیر سایشو
بهش بگه دوسش داره
خیلی بده زمونه هامون
خدا سپردمش بهت
مواظب عشقم بمون
فردا قراره منو تو
از هم دیگه جدا بشیم
فردا قرار همدمه
گریه بی صدا بشیم
تو کوچه های بی کسی
نیستی پرسه میزنم
آی آدما نگاه کنین
غریب شهر تون منم
یادش بخیر
منو تو
یه قلبه پاک بی غرور
حالا چی شد عوض شدی
دلت کجاست سنگ صبور
من تو رو عاشق میکنم
هر جور شده
حتی به زور
کی می خواد
فردا تو رو از من بگیره
كاش خونش ویرون بشه
آتیش بگیره
ما باید فردا رو از دنیا بگیریم
ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم
ما باید قدره این روزها رو بدونیم
وای اگه فردا بیاد تنها میمونیم
خدا شاید این عشقی که
من میگمو تو نشناسی
نزدیكترین کسم اونه
خیلی دوسش دارم راستی
یادم نره بهت بگم
عزیزترینه من اونه
خودم مهم نیست
اما اون
نذاری تنها بمونه
بمیرم واسه هق هقش
گریه چقدر بهش میاد
وقتی که حرصش می گیره
میگه از من بدش میاد
اما وقتی آروم میشه
میبینه من بغضم گرفت
همین دیوونه بازیهاش
ازاول چشممو گرفت
حالا که دیگه مجبوریم
با هم دیگه وداع کنیم
بیا به یاد اون روزا
همدیگرو دعا کنیم
یه وقت دیدی دعا گرفت
خدا نذاشت جدا بشیم
ای وای داره فردا میاد
باید دست به دعا بشیم
با قلب پاکت از خدا
بخواه منو صبرم بده
هنوز نرفتی از پیشم
دوریت داره زجرم میده
عزیزم یادت نره
دنیا دو روزه
نمیخوام فردا دلت
واسم بسوزه
ای خدا حتی اگه
دوستم نداره تو میتونی
نذاری تنهام بذاره
ماه بدون خورشید
بی تو این روزای روشن
واسه من تاریک تاره
وقتی بی تو تک تنهام
زندگیم معنا نداره
از همون روزی که رفتی
دل به هیچ کسی ندادم
فکر میکردم میرسی
یه روز تو بی کسیم به دادم
گفتن لحظه آخر
واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره ی تو
فقط تو خواب و خیاله
لحظه های آخر تو
توی قلب من می مونه
هیشکی مثل من بلد نیست
قدر چشماتو بدونه
رفتی چشمای خیسم
یادگاری از تو مونده
بی وفاییات هنوزم
تو رو از دلم نرونده
چشم به راه تو می مونم
تا که برگردی دوباره
می ترسم وقتی که نیستی
دل من طاقت نیاره
رفتی اما خاطراتت توی
قلب من می مونه
هیشکی مثل تو بلد نیست
دلمو بسوزونه
تا وقتی که زنده هستم
چشم به راه تو می مونم
تو دیگه رفتی که رفتی
نمیای پیشم می دونم
اما هر کجا که هستی
منو تو دلت نگه دار
با چشای خیس گریون
من میگم خدا نگهدار
ماه بدون خورشید
دارم از غصه می میرم
خدا کاری بکن این بار
که دستای ظریفش رو
تو دستام حس کنم یکبار
خدا کاری بکن این بار
خدای مهربون من
زبونم بند اومد
ای وای کجا رفت هم زبون من
خدا کاری بکن
مردم خدا اونم دلش تنگه
اگه میگه مهم نیستم
با حسش داره می جنگه
اگه میگه تو فکرم نیست
می خواد بیشتر پیشش باشم
درسته اون ولم کرده
دلیل اشک چشماشم
خدا کاری بکن اون رفت
ازت می خوام که برگرده
این بار قدرش رو می دونم
اگر چه اون ولم کرده
خدا بگو که برگرده
خدا کاری بکن زود باش
خدا اون دیگه تنها نیست
خدا بهش بگو مردم
چرا عین خیالش نیست
خدای مهربون من
دلت میاد که تنها شم
بره عشقم تک تنها
تا کی دلواپسش باشم
خدا کاری بکن زود باش
خدا صبرم همین قدر بود
بگو حرفاشو بخشیدم
بگو گنجایشم کم بود
بگو تقصیر من بوده
بگو حق داره می دونم
بگو به فکر جبرانه
بگو قدرشو می دونم
بگو دیگه غرورش مرد
می خواد پیش تو برگرده
بگو سختی این روزا
اونو از راه به در کرده
خجالت می کشم از اون
بگو چیزی نگه اون
خدا پا درمیونی کن
شاید از من خوشش اومد
ماه بدون خورشید
وقتی از غصه ها باز
پر بارون چشمام
غیر ناز خندهات
دیگه چیزی نمی خوام
آخه از دنیا همین
چشمای تو بسه برام
همه کوچه ها انگار
بی تو بن بست برام
میدونستم با دلم خو میکنی
من دیونه رو
از این رو به اون رو میکنی
بی تو من چه تنهام
تو رو خیلی میخوام
روی ماه تو قربون
خنده ها تو قربون
ماه بدون خورشید
نگو میری نمیمونی
که میدونم تو میدونی
که من بی تو نمیتونم
تو هم بی من نمیتونی
مگه من از تو چی خواستم
که تو رنجیدی از دستم
کجا من اشتباه کردم
کجا چشمامو روت بستم
نرو نزار دل بشکنه
نزار بگم آخرش شکستن
تنهام نزار رفتن تو مرگ من
نرو نزار دیونشم
بیا ببین که من دارم چی میکشم
با رفتنت از من نگیر آرامشم
بگو رفتن فقط حرف
بهم نریز دنیامو
دارم دغ میکنم از غم
بگیر دستای تنهامو
تو که حالم رو میدونی
که چه حسی به تو دارم
میخوای تنهام بزاری تو
نه میخوام نه میزارم
ماه بدون خورشید
از وقتی که تو رفتی
هر لحظه بی تابم
شب ها به یاد تو
تا صبح نمی خوابم
کجایی که ببینی
دستای من چه سرده
دلم پر درده
آه یاد چشم های نازت
چشمو خیس کرده
موندم به کی بگم
از همه سیرم
بدون تو دیونه میشم
توی غمت اسیرم
پشت پا نزن به قلبم
بیا بگیر دستم
منتظرت هستم
آخه من بدون تو
از زندگی خستم
ماه بدون خورشید
وقتی که نیستی لحظه ها
همش یه چیزی کم داره
با رفتنت این دل من
اینگار یه دنیا غم داره
از زاغ تو چشم های من
تا به قیامت می باره
هر جا میرم خاطرهات
منو تنها نمیزارن
وقتی کنارم نباشی
میخوام که دنیا نباشه
اگه نیای خدا کنه
که روحم از تن جدا شه
بیا برگرد منو
با غصه هام تنها نزار
نترسون این دیونه رو
دیونه بازی در نیار
گل های توی باغچه مون
تو که نباشی میمیرن
رازغی ها بهونه ناز نگاه تو میگیرن
قصری که ساختم توی دلم
بدون تو ویرون شده
تو نیستی نمی بینی
خونه بی تو زندون شده
ماه بدون خورشید
با چشات حیرونم نکن
چیزی از گذشته ها نگو
با حرفات گریونم نکن
فکر نکن که بی وفا شدم
اگه زیر قرارم زدم
تو ببخش اگه که من بدم
اگه گفتم نیومدم
بمون عشق من دل ازم نکن
دیگه گریه نکن آتیشم نزن
بی وفا نشو از پیشم نرو
توی عشق من منم عشق تو
میدونم باهات خیلی بد بودم
اما حالا پشیمون اومدم
تو نفس بودی بی هوس بودی
بین این آدم ها تنها کس بودی
اون همه مهربونیات
لحظه خوب خنده هات
نمیشه فراموش دلم
تو میگفتی میمیرم برات
تو بودی گفتی دوسم داری
حالا چی شده میخوای بری
میون همه غریبه ها
تو برام امید آخری
ماه بدون خورشید
نگو که دیونه میشم
تو رو خدا تنهام نزار
نرو نرو بمون پیشم
تو رو خدا نرو که من
تو تنهایی جون میکنم
یه لحظه وایسا عزیزم
میخوام واست حرف بزنم
حق من این نبود که تو
روی دلم پا بزاری
حق من این نبود که تو
اینجا منو جا بزاری
خودت میگفتی که میخوای
همیشه با من بمونی
حالا چی شد میخوای بری
چی شد حالا پشیمونی
بهش بگین اینجا یکی
هر لحظه چشم براهشه
یکی که چشمامش ابریه
منتظره نگاهشه
منو به دلتنگی سپرد
آرزو هام له شد مرد
بیچاره این دل غریب
باز چوب سادگیشو خورد
ماه بدون خورشید
من تو نمی دونستیم
که بدون هم می میریم
ما دو تا باید بمونیم
دستای همو بگیریم
ما باید مثل قدیما
دست تو دست هم بذاریم
من تو به غیر مردن
دیگه هیچ راهی نداریم
کاش می شد یه روز دیگه
تو رو می دیدم دوباره
تو بدون بعد از جدایی
چشم من اشکی نداره
به خدا دارم می میرم
گرچه گفتی بر میگردی
چشماتو وا کن عزیزم
ببین با دلم چه کردی
دیگه بعد از این جدایی
هیشکی درمونم نمیشه
هیشکی مثل تو عزیزم
مرهم دردام نمیشه
اما هیچ وقت ندونستی
که بدون تو می میرم
بذار این لحظة آخر
دستای تو رو بگیرم
اگه دستات مال من بود
آرزوهام زنده می شد
حالا که رفتی عزیزم
اگه می موندی چی می شد
دیگه بعد از این جدایی
عاشق هیشکی نمیشم
حالا که از من گذشتی
دیگه از زندگی سیرم
آرزومه حتی یک بار
دستای تو رو بگیرم
می دونم بر نمی گردی
اما منتظر می مونم
تو واسه همیشه رفتی
آره من اینو می دونم
ماه بدون خورشید
اگه افتادم به خاک
بیا دستامو بگیر
هر چی تو بگی قبوله
حتی اگه بگی بمیر
من از تو از عشقه تو
خاطره دارم گل من
میدونم کمم ولی
تنها نزارم گل من
این روزا وقتی میبینم
رفتی نیستی کنارم
میرم یک گوشه ای تنها
مثله ابرا هی میبارم
آخه تو دنیای منی
همیشه رویای منی
اگه بیای به زندگیم
یه رنگ تازه میزنی
نمیدونم که پیشه تو
چرا حقیر عاجزم
تو بینهایت چشات
صفر بعد ممیزم
ماه بدون خورشید
حالا که آمدی مرا عاشق خودت کردی
آب سرد بر روی این قلب آتشین من نریز
با رفتنت مرا وسوسه نکن که خود را از دنیا رها کنم
حالا که آمدی اینهمه قول و قرار دادی
بیا تا آخرین لحظه با من باش
بیا مرا پشیمان از این عاشق شدن نکن
تنهای تنها بودم
اینک که با تو هستم
دلم میخواد تا آخرین لحظه نفسهایم
با تو باشم دیگر به سوی تنهایی ها باز نگردم
نمی دانم چرا اینهمه تو را دوست می دارم
لحظه به لحظه دلم برایت تنگ می شود
تنها می دانم احساس میکنم اینک یک دیوانه ام
دیوانه ای که شب ها با یاد تو از دلتنگی تو
با چشمهای خیس می خوابد
روزها نیز لحظه به لحظه به یاد تو هست
فکرش از یاد تو بیرون نمی رود
حالا که آمدی عاشقم کردی
قلبم را نشکن چشمهایم را خیس نکن
حالا که آمدی
مرا تنها نزار
قلب مرا دوباره در به در این دنیای بی محبت نکن
تو اولین آخرین عشق منی عزیزم
چگونه تو را فراموش کنم
ای تو که مرا از گرداب تنهایی و نا امیدی نجات دادی
به زندگی سرد بی روح من جان تازه ای دادی
مثل خزانی بودم که با آمدنت تبدیل به بهار سبز عاشقی شدم
مثل پرنده ای در قفس بودم که تو آمدی
مرا در آسمان آبی وجودت رها کردی
مثل کویری بودم که آرزوی یک قطره باران محبت را می کشیدم
تو آمدی مرا از عشق محبت خودت سیراب کردی عزیزم
اینک که آمدی مرا عاشق خودت کردی رهایم نکن
مرا تنها نگذار
به آنهمه قول قرار وفادار باش
تو دیگر با ما بی وفایی نکن
که دیگر صبر طاقتمان به آخر رسیده است
تو یکی بیا از ته دل با ما یار باش
نمی توانم فراموشت کنم
ای تو که مرا دیوانه کردی
مرا در این دنیای عاشقی در به در نکن
فراموشم نکن با من باش
تا ابد مرا دوست داشته باش
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
اگر می دانستی که چشمهای بی گناه من
شب روز برای تو خیس است
از دلتنگی تو می بارد
اگر می دانستی تنها آرزویم به تو رسیدن است
هیچگاه مرا با این عشقت نمی سوزاندی
ماه بدون خورشید
به همين سادگي رفتي
بي خداحافظ عزيزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشك كه بريزم
به همين سادگي كم شد
عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نيست ميدونم
خودم اينو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزيزتر از چشامي
هر جا هستي
خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامي
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت يه وقتي
كه دوست ندارم اينو
به خدا گفتم به سختي
من اگه دوست نداشتم
پاي غمهات نميموندم
واست اين همه ترانه
از ته دل نميخوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه اين بود كه ميديدم
داري آب ميشي ميميري
اينو از همه شنيدم
دارم از دوريت ميميرم
تا كنار من نسوزي
از دلم نميري عمرم
نفسامي كه هنوزي
تورو محض خيره هامون
كه نفس نفس خدا شد
از همون لحظه كه رفتي
روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نميموني
منه تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن
دست تو اول عشقه
بسپارش به اخرين مرد
مردي كه پشت يه ديوار
واسه چشمات گريه ميكرد
ماه بدون خورشید
دوست داشتن همیشه گفتنی نیست گاه سکوت است
گاه نگاه غریبه
این درد مشترک من و توست که گاهی
نمیتوانیم در چشمان هم نگاه کنیم
وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه
سریع دستم رو بلند کردم گفتم یک بخش
اما از وقتی تو رو شناختم فهمیدم عشق سه بخشه
عطش دیدن تو
شوق با تو بودن
اندوه بی تو ماندن
خورشید و ماه

خدایا باز امشب دلم گرفته
باز اشک نشسته تو چشمام
باز دلم رو شکستن
خدایا از کسی شکایتی ندارم
چون می دونم کار روزگاره
خدایا کمکم کن تا این شکستن ها
باعث تمام شدنم نشه
خدایا اسمت رو لبامه بی تو من دلم میگیره
فرصتی بده به دستام بذار دستاتو بگیرم
نگو بامن غریبی احساسی به من نداری
بذار دستاتو بگیرم
خدایا تاکی می خوای قلبم رو بشکنی
نذارم تنها با زخم بی کسی
بااین همه دلواپسی تو بگو چکار کنم
تو بگو این جاده کی به پایان میرسه
خورشید و ماه